الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )

60

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )

لب و دهان ، آشنا خواهد شد . آرى ، هر چند يك بار ، براى ريحانهء خود - حسين - در خانهء زنان خود ، عزا ميگرفت . و هر وقت ، اندوهش شدّت مييافت ، حسين خود را در آغوش ميگرفت و او را به مسجد - در مجمع اصحابش - ميآورد . در حالى كه اشك از چشمانش سرازير بود ، و در حالى كه تربت كربلا ، به دستش بود ، كودك شيرخوار خود - حسين - را باصحاب خود نشان ميداد و ميگفت : « تحقيقا امّت من اين فرزندم را ميكشند ، و اين خاك كربلاى او است ! . » و يا تربت او - و خاك كربلا - را ميگرفت و آن را مىبوئيد و ميگريست و جريان كشته شدن و قتلگاهش را به زبان ميراند ، و ميگفت : « بوى اندوه و بلا ! » و يا ميگفت : « واى از اندوه و بلا ! » . و يا ميفرمود : « كربلا ، سرزمين اندوه و بلا ! » و يا ميفرمود : « بآنخدائيكه جان من در دست وى است ، ( موضوع حسين ) مرا اندوهناك مىكند كيست كه بعد از من ، - حسين - مرا ميكشد ؟ ! » و يا حسين را در دامن خود مىنشانيد و در حالى كه تربت گلگون او در دستش بود و گريه ميكرد ، ميفرمود : « ايكاش مىفهميدم ، بعد از من ، چه كسى ترا ميكشد ؟ ! » « 1 » . و « صدّيقه طاهره » را مىبينيد كه وقتى پدر بزرگوارش خبر ميدهد از اينكه او

--> ( 1 ) - به زودى همه احاديث اين موضوعات ، با عين عبارات و سندها و مصادر آن ، از نظر خوانندهء گرامى خواهد گذشت .